فاطیما PDF چاپ نامه الکترونیک

 

هر روز از کنارت گذشتم، آسوده خاطر و شاد، شاد از درد بی‌دردی‌ام، شاد از نداشتن دردی که ذره ذره وجودت را به تاراج برده، هر روز از کنارت گذشتم، گذشتم تا نبینم، چرا که دیدن مسوولیت دارد، به من آموخته‌اند که تنها به فکر کلاه روی سرم و باد تند باشم، تا مبادا دو دستی که روی کلاه دارم حریف تندی باد نشود و کلاهی که برای استتار بر سر نهاده‌ام را باد ببرد، این ترس را اجتماع به من منتقل کرده. هنوز هم می‌گذرم، هر روز و امشب هم گذشتم، اما لحظه‌ای درنگ ، لحظه‌ای ایستادم تا بیشتر ببینم، درد را در نگاه رام نشدنی‌ات، درد بی‌کسی، خمار از دردی که جان تنهایی‌ات را به لب رسانده، قلبت که از حجم درد تیر می‌کشد، و نگاهت که تازیانه‌ام می‌زند: تا به حال کجا بودی؟ آنجا که با تنهایی پنجه به پنجه بودم کجا بودی؟ آنجا که امن‌ترین مکان دنیا برای من نا امن‌ترین جای جهان شد تو کجا بودی؟ آنجا که نوازشهای مهر پدر معنی دیگری یافت، تو کجا بودی؟ آنجا که تمام درنده خویی شبهای خیابانها را به توحش جاری در خانه‌ام ترجیح دادم، تو کجا بودی؟ اینک آمده‌ای تا برایت چه بگویم؟ چه بگویم از جامعه‌ای که تمام جوانی و آرزوهایم را به تاراج برد؟ چه بگویم از شهری که گورستان زندگی‌ام شده؟ چه بگویم از دردهایی که هر یک دنیایی حرف است؟ گوش تو گوش شنیدن نیست، گوش تو اگر هم بشنود مفری می‌یابد تا رها شود از تلنگرهای وجدان خواب آلودش، چشم  تو چشم دیدن نیست، دیدن مسوولیت دارد، تو اگر مسوول بودی من اینک با تمام خماری برای تسکین دردم رو در رویت نمی‌ایستادم، تو اگر مسوول بودی من تمام زندگی‌ام را برای یافتن سراب حراج نمی‌کردم، تو اگر مسوول بودی... آری من کوتاهی کرده‌ام،  این یک واقعیت است، اما با تمام اینها آمده‌ام ، تا عصمت زخمی دختران این شهر سیاه را التیام بخشم، آمده‌ام تا نیمه‌شبی را که تو با تمام عجز و خماریت درمقابلم قرار گرفتی را تاریخی کنم برای شروع حرکتم، آمده‌ام تا عصمت زخمی‌ات را التیام باشم، آمده‌ام که باشم.

طرح "فاطیما" طرحی از جمعیت امداد دانشجویی- مردمی امام علی (ع) است که در نظر دارد به معضل فرار از خانه و دلایل وقوع این معضل در جامعه و همچنین راههای پیشگیری از این معضل بپردازد تا خانه مکانی امن و پر از مهربانی برای تمام فرزندان جهانمان شود.

 

بررسی

گذار جوامع از سنت به مدرنیته همواره زمینه‌ساز بروز مشکلاتی بوده است که برخی در دسته‌بندی معضلات و آسیبهای اجتماعی قرار می‌گیرند. برخی هم در دسته‌بندی مفاسد اجتماعی. آسیبهای اجتماعی و مفاسد اجتماعی دو کلمه مشابه هستند و گاهی به صورت مترادف نیز به کار می‌روند ، اما در جوامعی که بافت سنتی تا حدی بر آنها حاکم است آسیب اجتماعی زمانی که ارزشهای اخلاقی و مذهبی جامعه را زیر سوال ببرد به عنوان فساد اجتماعی تعریف می‌شود. رابطه نامشروع به عنوان بارزترین فساد اجتماعی و بزهکاری و اعتیاد به عنوان رایج‌ترین آسیب اجتماعی شناخته شده‌اند. اما پدیده‌هایی نیز این دو تعریف را به هم پیوند می‌دهد. از جمله پدیده فرار دختران از منزل، در روزها ( ویا ساعات ) اولیه ، فرار دختران از منزل به عنوان یک آسیب تلقی می شود ولی غرق شدن این دختران - بعد از ساعات اندکی -  در فساد  این پدیده را در دسته بندی مفاسد اجتماعی قرار می‌دهد.

بررسی مساله فرار دختران از منزل و اقدام در جهت کنترل٬ کاهش و رفع عوامل آن می‌تواند جامعه را در راه رسیدن به تعادل وسلامت وهدایت نسل جوان به برقراری روابط اجتماعی مناسب وبهنجار موفق کند. توجه وسرمایه‌گذاری در این زمینه چنانچه با شناخت اصولی و واقع‌نگری صورت گیرد از اتلاف نیرو وهزینه های فراوان که صرف حرکت‌های مقطعی و پراکنده وکارهای موازی می‌شود٬ جلوگیری می‌کند.

اکثر قریب به اتفاق دخترانی که از منزل می‌گریزند از طرف سرپرست و یا سایر اعضای  خانواده حداقل یکی از رفتارهای کتک زدن٬ توهین کردن٬ مراقبت شدید٬ زندانی کردن٬ مسخره کردن٬ سوء استفاده جنسی را تجربه کرده‌اند. بسیاری از دختران از برگشت دوباره به خانه وحشت دارند.آنها کتک خوردن٬ فحاشی و تحقیر شدن از جانب خانواده به خصوص پدران وبرادران را علت آوارگی خود می‌دانند.

مسئله قابل طرح در این معضل این است که خلاء‌های قانونی بسیاری برای حمایت از زنان و دخترانی که در خانه مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند و جود دارد و در صورت وجود چنین قوانینی زنان و دختران جامعه ما از آن بی‌اطلاعند و در نتیجه به عنوان قربانیان این ناآگاهی تن به گریز از منزل و پناه بردن به دامان جامعه‌ای که شرایطی به مراتب بد تر از شرایط داخل منزلشان را برای انها را داراست می‌دهند.حال اگر چنین اتفاقی افتاد وظیفه یک انسان چیست در مواجهه با چنین کسانی که پناهی ندارند؟ وظیفه جامعه و افراد جامعه در برخورد با چنین مواردی چیست؟ آیا هر انسانی به وظیفه انسانی خود عمل می کند یا ...

نمونه قابل ذکری که در ماههای اخیر به عنوان قربانی پدیده فرار از منزل اذهان عمومی را به خود مشغول داشت "سهیلا قدیری" بود که یکی از هزاران قربانی پدیده فرار از منزل بود، دختری 15 ساله به دلایل مختلفی همچون آزار پدر و یک رابطه عاطفی از منزل می‌گریزد و جامعه در داشتن بدترین تجربیات به خوبی او را یاری می‌کند، تجربیات تلخی که پایانی تلخ داشت، سهیلا پس از پنج روز از تولد فرزندش با ذهنیتی که جامعه به او داده بود "تو یک گناهگاری، فرزندت نیز فرزند گناه است و..." فرزند 5 روزه‌اش را به قتل رسانده و به همین دلیل در سن 30 سالگی گردن به دار مجازات! سپرد، پس از روزهای تلخ و شبهای سیاهی که داشت تن به مجازاتی که ما برای او در نظر گرفته بودیم داد و ما آخرین تیر ترکش انسانیتمان را ارزانی‌اش داشتیم...

پایان زندگی سهیلا آغازی شد برای حرکت ما در طرح فاطیما، طرحی که با بررسی علمی معضل فرار از منزل در پی آن است تا پدیده‌ای به نام فرار از منزل در جامعه وجود نداشته باشد، و قربانیانی به نام دختران فراری در شهرمان نباشند تا تازیانه نگاه ملامت بارمان را ارزانی‌شان کنیم...

طرح فاطیما در نظر دارد به بررسی پدیده فرار از منزل، دلایل، عواقب، راهکارهای پیشگیری و تغییر دیدگاه جامعه نسبت به دخترانی که از منزل می‌گریزند بپردازد.

با آگاهی‌سازیهایی که در قالب سلسله همایشهایی در دانشگاهها و مراکز بهزیستی برگزار خواهد شد در صدد هستیم تا جامعه را به این باور برسانیم که این دختران قربانیان فساد و فقر (فرهنگی و مالی) در جامعه‌اند نه عاملان آن.

با توجه با تاکیدی که در جامعه بر نهاد خانواده وجود دارد کسانی که به هر دلیلی نمی‌تواند شرایط موجود در منزل خود را تاب بیاورند و خانه را ترک می‌کنند، مطرود جامعه واقع می‌شوند، در طرح "فاطیما" با تاکید بر روح پاک این دختران آنها را به عنوان یک عضو جامعه می‌پذیریم و برای حل مشکلات متعددی که دارند در کنارشان خواهیم بود. در راستای فرهنگ‌سازی در جامعه سمینارها و همایش‌هایی نیز با حضور کارشناسانی که راجع به این پدیده پژوهشهایی را ارائه می‌دهند نیز برگزار خواهد شد.

 

آدرس وبلاگ طرح:

http://jeafatima.blogfa.com